غروب روز عاشورا / شهر کبودراهنگ

و این نوای دلم شد غروب عاشورا.... غروب بود و تو بودی ، سه شعله در صحرا
حریق خیمه و جانم ، که می رود تنها
غروب بود و تو بودی ، تمام هستی من
غم فراق تو بود و نوای مستی من
غروب بود و تو بودی ، امام قافله ام
تمام عشق و امیدم نماز و نافله ام
غروب بود و توبودی ، سری به نیزه نشست
به سوی کعبه برفت و به جان و دل بنشست
غروب بودی تو بودی ، نوای یا زهر ا(س)
سکوت یک تن تنها که مانده در صحرا
غروب بود و من و قطره هایی از دریا
و این نوای دلم شد غروب عاشورا

/ 3 نظر / 24 بازدید
....

سلام یه خدا قوت بابت ئبلاگ پر محتوایی که دارید.عالی بود یا علی

دانشجو

سلام برادر اربعین در پیش است,در چنته چه آوردی؟(برا اربعین مطلب نمیزنید؟

اا

بد بود